پندارجونپندارجون، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

پندارعسلی و مامان و باباش

دندان های پیشین بالا سری دوم

سلام گل مادر روز اول فروردین برای تبریک سال نو رفتیم خونه مامان جون رحیمه. خیلی بیتابی و گریه زاری کردی،طوری که همه کلافه شده بودند.من هر کاری کردم آروم نمیشدی. عصر برگشتیم خونه و بعد از اینکه از خواب بیدار شدی دوباره گریه رو از سر گرفتی. گذشت تا فردای اون روز ، یعنی دوم فروردین ماه سال1391 و من به دندونات شک کردم. آروم دهنت رو باز کردم و دیدم که بعلهههههههههههه دندونای پیشین سری دوم (کنار هر دوتا دندون پیشین بالا) لثه نازنینت رو شکافتند و بیرون اومدند. مبارک باشه گلم  ...
16 فروردين 1391

سال نو مبارک

سلام عزیزم  سال نو مبارک چقدر سال خوبی میشه امسال بخاطر حضور زیبای تو در کنار سفره هفت سین. سال 1391 معادل شده با سال اژدها  البته ما ایرانی ها به سال اژدها میگیم سال نهنگ  لحظه سال تحویل پسرم تو بغل مامان و بابا داشتی میخندیدی.امیدوارم تا آخرین لحظه سال لبت پر خنده باشه. امیدوارم سال جدید پر باشه از خوبی و خوشی و برکت برای همه ایرانی ها در هر کجا که هستند. ...
1 فروردين 1391

خداحافظ سال نود

عزیز مادر سلام کم کم بوی بهار  تو کوچه ها پیچیده،اما ننه سرما هنوز داره سماجت میکنه که یک بار دیگه بارو بندیلش رو پخش و پلا کنه.اما مطمئنم عمو نوروز مجبورش میکنه تا فردا دمش رو بزاره رو کولش و بره تا سال دیگه. امسال با همه خوب و بدش داره تمام میشه.سال نود رو هم دوست داشتم هم دوست نداشتم. بخاطر تولد تو عزیز نازنین این سال تو ذهنم خاطره خوب بجا گذاشته و سالی تکرار نشدنی در زندگی مامان شده.به امید روزهای روشن و دوست داشتنی نفس میکشم. از خدا خواستم به من یارای این رو بده که بتونم در تربیت گل باغ زندگی ام موفق باشم. از خدا خواستم بابا ابراهیم روز به روز پله های ترقی رو  طی کنه و برسه به جایی که خیالش از نظر تامین رفاه و آینده ...
29 اسفند 1390

اولین چهارشنبه سوری پندار

سلام گل مادر امروز آخرین سه شنبه ساله.طبق آیین کهن ایران زمین مردم ما شب چهارشنبه آخر سال دور هم جمع میشند آجیل می خورند قاشق زنی میکنن و از روی آتش میپرند. گلم اجداد ما همه زرتشتی بودند و یکتا پرست و آتش رو مقدس می دونستند.همونطور که الان ما مسلمانها آتش رو از مطهرات میدونیم. آتش مظهر گرما و نور و حرارت و شوق زندگیه.ما وقتی از روی آتش میپریم یه جمله معروف داریم که میگیم : زردی من از تو سرخی تو از من (خطاب به آتش). معنی اش هم اینه که اگر رخسار من زرد و رنجوره مال تو؛و سرخی و شادابی تو مال من. بعضی ها هم رسم دارن آش می پزند. و بعضی ها رشته پلو. عصر میریم پیش عمو رضا(دوست بابا)تا در مراسم چهارشنبه سوری شرکت کنیم . یادش بخیر پارس...
23 اسفند 1390

اولین عکسهای آتلیه مامان مریم

سلام عزیزم  تربچه خان حالت چطوره؟ عزیزم اکثرا مامانای خوب نی نی هاشون رو میبرن آتلیه کودک تا عکس های قشنگ بگیرند و یادگاری داشته باشند. من شما رو آتلیه نبردم به چند دلیل... اما خودم یه آتلیه خونگی درست کردم و از شما عکسهای هنری گرفتم.امیدوارم سلیقه مامان رو دوست داشته باشی و بدونی من نهایت تلاشم رو برای خوشحالی شما انجام میدم. عکسها رو تو ادامه مطلب ببینید: ستاره شبم تویی: وای چه گل قشنگی: تو تکی،عروسکی،بانمکی:    اگر خوشت اومد بازم  ایده دارم که عکسهای قشنگ بگیرم.عاشقتم پینگیل خان  ...
23 اسفند 1390

آخ جون بازم دندون

سلام جیگر گوشه خوبی تربچه خان؟ دیگه کم کم رفتی تو زمره کباب خورا.سومین دندون خوشگلت روز 19 اسفند(پیشین بالا سمت چپ) و چهارمین دندون خوشگلت 20اسفند (پیشین بالا سمت راست) جوانه زدند و روی لثه کوچولوت خودنمایی میکنن. مبارک باشه عزیزم  ...
21 اسفند 1390