22 ماهگی پسر عزیزم
سلام به ستاره آسمونم سلام به نوگل باغچه زندگیم سلام به آگا پندار(به زبون خودش) عزیزم امروز 22 ماهه شدی و دوماه تا تولد دوسالگی ات باقی مونده خیلی زود میگذره مثل برق! امروز رفتیم بیمارستان ولیعصر خرمشهر،جایی که شما دنیا اومدی،کلی خاطرات برام زنده شد. خاطره رفتن به بیمارستان،خاطره اتاق عمل که با خنده و شادی رفتم داخلش و هیچ ترسی نداشتم،خاطره بلند شدنم از روی تخت دو ساعت بعد زایمان بدون اینکه دردی حس کنم،خاطره شیر نخوردن تو بخاطر ضعیف بودن چونه کوچولوت،خاطره بستری شدنت تو بخش نوزادان و بودنت داخل انکوباتور،خاطره شب بیداریم تو بیمارستان بخاطر اینکه تحمل نداشتم بزارمت و برم خونه. همه چه خوب و چه بد گذشت،همه خوشی هاش لحظه به ل...






