پندارجونپندارجون، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

پندارعسلی و مامان و باباش

بیبی مریضه

1391/6/4 14:16
نویسنده : مامان مریم
598 بازدید
اشتراک گذاری

سلام 

خوبی پسرکم قلب

دیگه دارم یه تولدت نزدیک میشیم.نیشخند

این روزها یکم تو دلم غم دارم. بیبی (مادر بزرگ بابایی) حالش خوب نیست.ناراحت

بنده خدا شب از جا بلند میشه و در حالی که داشته راه میرفته میخوره زمین و سرش و دستش زخم میشه،خیلی ضیعف شده.

وقتی شما دنیا اومدی به بیبی گفتیم اسم شما جواده(اسم مذهبی ات رو به ایشون گفتیم) چون ایشون براشون سخته تلفظ اسم پندار.

روز عید فطر با بابا و شما رفیتم اهواز و دیدیمش. بیبی خیلی من رو دوست دارند و شب که خوابیده بودند مرتب منو صدا میکردند. منم کاری از دستم بر نمی اومد و تو اتاق گریه میکردم.اومدم بگم براش دعا کن تا خوب بشه. 

آخه میدونی من عاشق پدر بزرگ و مادربزرگها هستم اونا واقعا برکت خونه هستند.خدا هیچ خونه ای رو بی برکت نکنه.

اینم یه عکس از شما و بیبی که قبلا گذاشتم ولی باز میزارم اینجا:

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

زن عمو ریحانه
4 شهریور 91 18:27
سلام مریم جون امروز افشین میگفت بهتر شده میگفت میتونه دستشو تکون بده ایشالا خوب میشه
البته سنش زیاده یکم طول میکشه ولی ایشالا خوب میشه عزیزم
بهاره هم هر روز براش دعامیکنه


سلام .
اره میدونم ریحانه هر روز ابراهیم زنگ میزنه ازش خبر میگیره امیدوارم زودتر خوب بشه
نگین عمه
4 شهریور 91 21:37
خدا انشا الله به این مادر بزرگ مهربان سلامتی عطا کند
یاسمن مامان رادین
5 شهریور 91 10:22
ایشالا هرچی زودتر خوب بشن.
azin
5 شهریور 91 20:13
امیدوارم حال بی بی هر چه زودتر خوب بشه ... برای همه پدربزرگ و مادربزرگها دعا می کنم .


ممنون عزیز
مامان آراد(خاطره)
6 شهریور 91 0:25
سلام..ایشالا که بیبی جون هرچه زودتر خوب بشن.. بزرگترا برکت خونن ..ایشالا همیشه سلامت باشن
الناز(مامان بنیا
6 شهریور 91 13:34
عزیرم هم تولدت مبارک
هم ایشاله هر چی خیر پیش بیاد مریمی
مادر بزرگ نعمته


مرسب عزیز دلم
نهیر
8 شهریور 91 0:29
انشالله زودی بیبی خوب بشه
ستاره آسمونی
21 شهریور 91 13:21
خدا بهشون سلامتی بده که وجودشون مایه خیر و برکته